در پرتو آذرخش

... تا اینکه در کرامتى استثنائى در امامزاده روستاى محل سکونت این مرد بزرگ، حالت مکاشفه اى بر او عارض مى شود و در آن مکاشفه قرآن را یاد مى گیرد و حافظ تمام قرآن مى شود به صورتى که هر جا آیه اى از قرآن بود، آن را تشخیص مى داد. مرحوم آیة اللّه حاج شیخ مرتضى حائرى ـ رضوان الله علیه ـ براى آزمایش این مرد، کتاب جواهر را در مقابل او گذاشته و گفته بودند: بخوان! اما او تنها بر مواردى که آیه قرآن بود، دست گذاشته و گفته بود: این آیه قرآن است. از او سؤال کردند: چگونه آیات را تشخیص مى دهى؟ او در جواب گفته بود: آیات قرآن براى من نورانیتى دارد که به کمک آن، آیات را تشخیص مى دهم. در زمان مرحوم آیة الله بروجردى(قدس سره)، مرحوم نواب صفوى(قدس سره)، کربلایى کاظم را به مصر برد و علماى مصر ایشان را امتحان کردند. مرحوم کربلایى کاظم تمام قرآن را از اول تا به آخر و از آخر تا به اول تلاوت مى کرد و شماره کلمات و حتى شماره نقطه هاى هر آیه را مى دانست. بعضى از افرادى که با ایشان محشور بودند، مى گفتند: ایشان خواص آیات را هم مى داند. من خودم ایشان را زیارت کرده بودم; انسان ساده و بى پیرایه اى بود که لباس ساده روستایى به تن مى کرد و کلاه نمدى بر سر مى گذاشت و عبایى هم بر دوش مى انداخت که مرحوم آیة الله بروجردى(قدس سره) به او داده بودند. او در کمال سادگى و تواضع به مدرسه فیضیه و مدرسه حجتیه مى آمد و در گوشه اى مى نشست؛ طلبه ها نیز اطراف او جمع مى شدند و او را امتحان مى کردند و این کار براى آنها سرگرمى شده بود. ایشان نیز در کمال خونسردى پاسخ آنها را مى داد. این مرد، بسیار متواضع بود.

 

کربلایی کاظم حافظ یک شبه ی قرآن

چنین نبود که به خاطر تفاوتى که با دیگران دارد، در خود احساس غرور کند. مانند فرد بى سوادى که در برابر عالمى خضوع مى کند، او هم در برابر طلبه هاى جوان تواضع مى کرد. ایشان چندین بار توسط علماى بزرگ و مراجع آن زمان، مورد امتحان قرار گرفت. پس از وفات، نیز پیکر مطهر این مرد بزرگ در قبرستان نو قم دفن شد و اکنون مقبره اى بر آن ساخته شده و شرح حال ایشان در جزوه اى تکثیر شده و در اختیار مردم قرار گرفته است.

معجزه قرآن را ملاحظه کنید! فرد بى سوادى که توانایى خواندن عبارت فارسى را ندارد و حتى الفبا را نمى شناسد، در جریان مکاشفه اى حافظ قرآن مى شود. خدایى که مى تواند شخص بى سوادى را که پیامبر نیست و تنها دستورهاى خدا و پیامبر را در حد توان انجام داده است، مورد لطف و عنایت خود قرار دهد و چنین توانایى را به او عطا کند، آیا نمى تواند قرآن را به صورتى به پیامبر خود بیاموزد که در الفاظ آن تغییرى ایجاد نشود؟ آیا باید گفت وحى حالت مبهم عرفانى بود که بر پیامبر عارض مى شد و بعد از آن، پیامبر(صلى الله علیه وآله) بصورت الفاظ درمى آورد؟ آیا غیر از این نمى توان تفسیرى براى وحى ارائه کرد؟ به راستى شما اى کارگزاران شیطان! از حقایق این عالم چه فهمیده اید که در صدد هستید وحى قرآنى را بى اعتبار کنید؟ این حرفها بلندتر و عالى تر از حد من و شماست. افتخار ما این است که خاک پاى امثال کربلایى کاظم را توتیاى چشم کنیم. حال، در مورد پیامبر(صلى الله علیه وآله) این گونه قضاوت کنید که ـ نعوذ بالله ـ او نمى فهمید یا اینکه آیات را خود او درست مى کرد؟!

مجدداً به شما نوجوانان و جوانان توصیه مى کنم، داستان مرحوم کربلایى کاظم را که قریب پنجاه سال از آن مى گذرد، مطالعه کنید تا ببینید خداوند چه کراماتى را به بنده هاى معمولى خود عطا کرده است، چه رسد به انبیا و اولیا!

(کتاب در پرتو آذرخش، که در ادامه کتاب آذرخشى دیگر از آسمان کربلا است، به همت دفتر پژوهش‌هاى فرهنگى آماده گردیده و حاصل چهارده مجلس از سخنرانی‌هاى استاد در ایام محرم است.)

/ 0 نظر / 39 بازدید