ماتم جهانسوز خاتم‌النبیین است

ماتم جهانسوز خاتم‌النبیین است


یا که آخرین روز صادر نخستین است


روز نوحه قرآن در مصیبت طاها است


روز ناله فرقان از فراق یاسین است



خاطری نباشد شاد در قلمرو ایجاد


آه و ناله و فریاد در محیط تکوین است



کعبه را سزد امروز رو نهد به ویرانی


ز آنکه چشم زمزم را سیل اشک خونین است



صبح آفرینش را شام تار باز آمد


تیره اهل بینش را دیده جهان بین است



رایت شریعت را نوبت نگونساری است


روز غربت اسلام روز وحشت دین است

شاهد حقیقت را هر دو چشم حق بین خفت


آه بانوی کبری همچو شمع بالین است



هادی طریقت را زندگی به سر آمد


گمرهان امت را سینه پر از کین است



شاهباز وحدت را بند غم به گردن شد


کرکس طبیعت را دست و پنجه رنگین است



شد همای فرخ فر بسته بال و بی‌شهپر


عرصه جهان یکسر صیدگاه شاهین است


خاتم سلیمان را اهرمن به جادو برد


مسند سلیمانی مرکز شیاطین است



شب ز غم نگیرد خواب، چشم نرگس شاداب

 

لیک چشم هر خاری شب به خواب نوشین است



پشت آسمان شد خم زیر بار این ماتم


چشم ابر شد پر نم در مصیبت خاتم

 

/ 1 نظر / 22 بازدید
farzad

ابرها به آسمان تکیه می کنند درختان به زمین و انسان ها به مهربانی هم